![]() |
![]() |
|
| تــکــ بــیــتــی ـــهــای نــاب |
|
من غريبه ي ديروز آشناي امروز و فراموش شده ي فردايم پس در آشنايي امروز مينويسم تا در فرداي تلخ جدايي بياد آوري مرا ... ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــــــــ آن شب كه دلي بود به ميخانه نشستيم آن توبه صدساله به پيمانه شكسـتيم
از آتش دوزخ نــــــهراسيم كـــه آن شـــب ما توبه شكستيم ولي دل نشكستيم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:27 توسط ... |
|
|
سلام دوستان تا ۲ ساعت دیگه سال تحویل میشه. امسال هم رفت. و سال بعد هم میرود... مینویسم تا خاطره شود...
تو تنها آتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد فراموشم مکــن هرگز ، فراموشت نـــخواهـم کـرد ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــــــــ شوقي كه ز ديدار تو دارد دل من دل داند و من دانم و دل داند و من ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــــــــ تن اگـــر بیــمار شد بــر سـر میاریدم طبیب ای عزیزان کار تن سهل است فکـر دل کنید ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــــــــ
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 7:18 توسط ... |
|
|
دیـگران را هم غـم هـست به دل غم من لیک غمی غمناک است ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــــــــ ترک وفا ، جور و جفا پـیشه ات کشتن عاشق بود اندیشه ات ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــــــــ پرسید یکی که عاشقی چیست؟ گــفتم که چــو مــا شــوی بـدانـی ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــــــــ یک قصه بیش نیست غم عشق و وین عجب از هــر زبـان کــه می شــنوم نــامــکرر اســت ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــــــــ
ممنون از نظر های گرمتون امروز یه سوال دارم؟؟؟ هر کی دوس نداره نظرش تایید بشه برام خصوصی بذاره لطفا قربون همتون |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 15:46 توسط ... |
|
|
یــاد باد آنــکه ز ما وقـت سفر یاد نکرد
بـه وداعی دل غمدیده ی ما شاد نکرد
ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــــــــ یــاد باد آنــکه سر کــوی تو ام منزل بوددیده را روشنی از خاک درت حاصل بود ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــــــــ یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان بحث سر عشق و ذکر حلقه ی عشاق بود ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــــــــ من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــــــــ دیــشب صدای تیشه از بیــستون نیـامد گویی به خواب فرهاد شیرین رفته باشد ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــــــــ |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 15:30 توسط ... |
|
|
هر که را عشق نباشد نتوان زنده شمرد آنــکه جــانش زمحبت اثــری یافت نمــرد ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــــــــ شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر کان سر پر هوس شود خاک در سرای تو ــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــــــــ
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 17:1 توسط ... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ســفـــر نکن خورشیدکم ترک نکن منو نرو نبودنت مرگ منه راهی این سفر نشو نذار که عشق من و تو اینجا به آخر برسه بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه مرگ من از... ـــــــ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـــــــ |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
| پیوندها |
|
سیـــــــــــاه و سفیـد love songs lyrics |
|
RSS
|